تبلیغات
بنیاد ازدواج وتحکیم خانواده

عواملی که یک ازدواج را موفق میکند

پنجشنبه 8 بهمن 1394 05:15 ب.ظنویسنده : الناز محبی

 

مقایسه دیدگاه‌های دختران در چند دهه قبل با دختران نسل امروز در رابطه با تشکیل زندگی خبر از تغییر زوایای فکری آنان می‌دهد. ازدواج، تشکیل زندگی مشترک و فرزند‌آوری علاوه بر پاسخ به نیاز‌های درونی برای حفظ و بقای جامعه مسأله‌ای حیاتی و ضروری محسوب می‌شود و نمی‌توان کاهش نرخ همسریابی ازدواج را در جامعه امروز بی‌اهمیت جلوه داد. تغییرات حاکم بر جوامع، گسترده شدن ارتباطات در دنیای امروز و دستاوردهایی که دنیای دیجیتال به ارمغان آورده، سبب شده است دیدگاه‌های دختران امروز نسبت به مقوله ازدواج تغییر کند.


ازدواج و همسریابی موفق
چشم اندازی متفاوت
دکتر قربانعلی‌نژاد، روانشناس و خانواده درمان گر، به تعریف ازدواج در دهه‌های گذشته اشاره کرده و معتقد است، دختران دیروز تعریف متفاوتی از ازدواج داشتند که با اندیشه‌ها و دیدگاه‌های دختران امروز مغایرت دارد.


در نگاه نسل جوان چند دهه گذشته، بهترین سایت ازدواج دائم و همسریابی به معنای ورود به دنیای استقلال، تعریف می‌شد و دختر دیروز با تصور اینکه با تشکیل زندگی مشترک مستقل خواهد شد بی‌توجه به مشکلات و چالش‌های احتمالی تن به ازدواج‌های زودهنگام و بدون شناخت می‌داد. در واقع ازدواج چشم انداز وسوسه کننده‌ای بود که دختران را به رؤیاهای دست نیافتنی شان نزدیک می‌کرد.


تعریف‌های ذهنی جوانان نسل گذشته از ازدواج باعث می‌شد پس از شکل‌گیری زندگی مشترک، دنیایی دیگر برای آنها رونمایی شــــــود و تعهد پذیری و قبول مسئولیت در شکلی دیگر ظاهر شده و آنها را غافلگیر کند. از طرف دیگر سبک ازدواج و انتخاب همسر در محدوده سنی خاص در نسل‌های گذشته جنبه عادتی و تقلید پذیری نیز داشت.

دخترانی که نادیده گرفته شدند
از نگاه این روانشناس، دختران نسل‌های گذشته که معمولاً ازدواج را به منزله پلی برای دستیابی به استقلال در نظر داشتند با قبول تعهدات جدید، قدم به‌ دنیایی پر از مسئولیت و چالش می‌گذاشتند که بیشترین مسئولیت‌ها بر عهده زن بود و کلید حل مشکلات و دوام دادن به ساختاری که چندان هم برنامه ریزی شده و درست نبود دردست زنان قرار داشت.
در واقع دختران دیروز تصور می‌کردند، جبران اختلافات و کم و کاستی‌های زن و شوهری که معمولاً در تفاوت‌های فرهنگی و بینش‌های نادرست شناختی زن و مرد نسبت به یکدیگر ریشه داشت، باید توسط آنها رفع شود و این گونه بود که زنان در پاسخ به سیل توقعات و انتظاراتی که از سوی جامعه، والدین، فرزندان، همسر و خانواده اش بر آنها هجوم می‌آورد، کمر خم می‌کردند.
دکتر قربانعلی نژاد ادامه می‌دهد، اگر چه نمی‌توان نقش مدیریتی و مسئولیت‌پذیری مردان نسل دیروز را نادیده گرفت اما شواهد نشان می‌دهد، مردان در گذشته تنها به اداره اقتصادی خانواده می‌پرداختند و مدیریت تنها به معنای نظارت بود و زنان مجبور بودند خانواده را در چارچوبی خـــــــاص مدیریت کنند و با کنترل مسائل حاشیه‌ای، دست کشیدن از آرزوها و اهداف فردی و در نهایت نادیده انگاشتن خود در شرایطی سخت ساختار زندگی را حفظ کنند.

موج مدرنیته و ناپایداری روابط
دکتر فروع الدین عدل، روانشناس بالینی معتقد است تأثیر مدرنیته در تغییر دیدگاه‌های دختران نسل امروز را نمی‌توان انکار کرد و بدیهی است گذر زمان در شکل و محتوای زندگی مردم اثرگذار است و این مسأله نحوه تعامل افراد با یکدیگر و همچنین چارچوب‌های فکری و ارزشی و فرهنگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این روانشناس ادامه می‌دهد در گذشته‌های نه چندان دور انتخاب بسیاری از موارد زندگی از قبیل شغل، همسر، محل زندگی و... در اختیار خود افراد نبود و همواره این بزرگترها بودند که به فرزندان خود الگوها را تحمیل می‌کردند و محدودیت دنیای فکری و اجتماعی افراد سبب می‌شد که گزینه دیگری متصور نباشد.


از همین رو اغلب افراد شغل مادری و پدری خود را دنبال می‌کردند و با افرادی که آنها تعیین می‌کردند وارد زندگی مشترک می‌شدند. به عقیده دکتر عدل، با رشد تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی، دایره فکری افـــراد وسیع تر شد و جوانان با الگوهای متفاوتی از زندگی آشنا و سپس آرام آرام خواستار استفاده از اطلاعات خود به جای اطلاعات پدران و مادران شان شدند. نیازهای خود را بهتر شناختند و گزینه‌های متعددی پیش رویشان قرار گرفت. این تغییرات اجتماعی، از طرفی به رشد فردی منجر شد و از سوی دیگر سردر گمی ناشی از نا آشنایی کامل با الگوهای جدید را به‌وجود آورد. بنابر این هم وجه مثبت و هم وجه منفی داشت که البته عبور از این بحران اجتناب ناپذیر بوده و سرانجام به ثبات نسبی خواهد رسید. در گذشته، دختران بیش از پسران از انتخاب محروم بودند در حالی که در دنیای مدرن، دختران به حق انتخاب خود آگاه تر شدند و تلاش برای احقاق حق آغاز شد که جنبه‌های افراطی آن در سبک‌های فمینیستی دیده می‌شود و تلاش برای دور شدن از ویژگی‌های زنانه و اکتساب خصوصیات مردانه شاهد این ادعا است. از سوی دیگر امکان ادامه تحصیل برای دختران، تجارب جدیدی را برای آنان ایجاد کرد و سن ازدواج دختران را بالاتر برد و در این فاصله امکان خروج از اشتیاق‌های نوجوانی و رسیدن به پختگی‌های بیشتر اجتماعی را فراهم و خواسته‌های دختران را دگرگون ساخت.


عدل ادامه می‌دهد، دختـــــران کم تجربه دیروز جایشان را به دخترانی دادند که نظرات شخصی شان را جایگزین نظرات والدین کرده‌اند.
اما از آنجا که این تجربیات، امری نو و با سابقه تاریخی کم بود، تبعاتی نه‌چندان رضایت بخش نیز به دنبال دارد، از سوی دیگر روابط اجتماعی گسترده‌تر، شبکه‌های متعدد مجازی و رسانه‌ها، حقایقی را برای هر دو جنس روشن کرد که شاید پیش از این وجود نداشت.
دختران توانایی‌های خود را بهتر شناختند و به این واسطه، توقع و انتظاراتشان تغییر کرد و چارچوب‌های کلیشه‌ای مربوط به نقش‌های زنانه و مردانه به چالش کشیده شد، از طرف دیگر آن چارچوب‌ها رفته رفــــته سست تر و بی‌اعتبار تر شد، اگر چه چارچوب مشخص جدیدی هم جایگزین آن نشد و در همین راستا تنش‌ها افزایش یافت و سوء تفاهم‌های فراوانی به‌وجود آمد.


 عشق در صیغه یابی

دختران آگاه در برابر الگوهای سنتی
دکتر قربانعلی‌نژاد معتقد است، دختر امروز با حمایت خانواده‌ها، پیدا کردن شغل و ادامه تحصیل، استقلال خود را پیدا کرده است. از طرف دیگر پسران امروز نه تنها مانند پدرشان به تنهایی قادر به اداره خانواده نیستد بلکه مسئولیت پذیری در آنها نیز دستخوش عوامل تربیتی و فرهنگی شده‌است. در واقع دختران امروز کم و بیش از این مسأله آگاه هستند که پس از ازدواج باید همدوش همسران شان برای حفظ و بقای زندگی تلاش کنـــند و از کوچک ترین توان روانی و فیزیکی برای حفظ خانواده دریغ نکنند.

ساختارهایی که باید اصلاح شود
به عقیده کارشناسان حوزه علوم اجتماعی و روانشناسان، افزایش نرخ طلاق، بالا رفتن آمار سن ازدواج و کمرنگ شدن اشتیاق جوانان برای تشکیل زندگی مشترک نشان می‌دهد نیاز به ایجاد تغییرات اساسی در دیدگاه خانواده‌ها و آماده کردن جوانان برای ورود به زندگی مشترک بیش تر از هر زمانی احساس می‌شود.


به عقیده دکتر قربانعلی‌نژاد، تداوم جامعه سالم به پایه‌ریزی‌های فرهنگی اجتماعی برای شکل‌گیری زندگی مشترک و ایجاد ساختارها و الگوهای مناسب پیش از ازدواج پیوند خورده است و بدون برنامه ریزی و ایجاد ساختارهایی که تدوام بخش زندگی مشترک موفقیت‌آمیز است، نمی‌توان مشکلات را رفع کرد. وی می‌افزاید نخستین گام برای پایه گذاری ازدواج سالم و پردوام، تشــــــــــکیل کانون هایی است که فرزندان را از نخستین سال‌های زندگی برای اداره خانواده آماده کند. شکل‌گیری کانون هایی در مراکز آموزشی و پرورش همسران مسئولیت پذیر و آگاه به وظایف خود، باید گوی سبقت را از حمایت مالی و عاطفی والدین پس از ازدواج فرزندشان بگیرد، چرا که آمارها نشان می‌دهد، هر چه خانواده‌های نوپا و همسران جوان از حمایت مالی والدین بیشتر برخوردار باشند، کم دوام تر بوده و خودمحوری و آسیب پذیری اعضای آن بیشتر مشاهده می‌شود. از طرف دیگر باید توجه داشت، محکوم کردن جوانان نسل امروز به بی‌مسئولیتی و فرار از مشکلات زندگی مشترک و ایجاد شکاف میان دختران و پسران جوان کاری از پیش نخواهد برد و این مشکلات تنها با سرمایه گذاری روانی و فرهنگی و تغییر دیدگاه‌های فردی از دوران کودکی رفع خواهد شد.

آماده‌سازی کودکان امروز
دکتر عدل در این رابطه معتقد است، باید توجه داشت نخستین افرادی که معنا را در ذهن کودک ایجاد می‌کنند، پدر و مادر هستند. بنابر این نگرش کودک به خود، به زن یا مرد بشدت تحت تأثیر الگوهای رفتاری و فکری و هیجانی والدین است و با همان نگرش‌ها به طور ناخودآگاه به سوی انتخاب همسر خواهد رفت. از این رو الگوهای مخرب باعث ایجاد زنجیره بی‌پایان این انتخاب‌ها می‌شود. از سوی دیگر تغییرات اجتماعی، سریع تر از آن چیزی بود که متولیان جامعه بتوانند برای همسو شدن با آن برنامه ریزی کنند و به جای آن تلاش بیهوده برای متوقف کردن این روند صورت گرفت که البته بی‌اثر یا بسیار کم اثر بوده است. نباید فراموش کرد هیچ گونه آموزشی در روندهای طبیعی آموزشی در این رابطه وجود ندارد و مواجه شدن با این چالش بزرگ به عهده خود افراد و تجارب شخصی‌شان است. این تغییرات در شکل و روش فرزندپروری هم اثرگذار بود. ارزش‌ها و چارچوب‌های تربیتی را دچار دگرگونی کرد. از سوی دیگر والدین که کودکان گذشته بودند و محرومیت‌ها و محدودیت‌های فراوانی داشتند، به طور نیابتی نیازهای برآورده نشده خود را در کودکی از طریق فرزندانشان ارضا می‌کنند و این مسأله آثار منفی خاص را به دنبال خواهد داشت. به نظر می‌رسد دگرگونی معیارها در دختران بسیار بیشتر از پسران است و این ناهماهنگی در این موارد خطر کم دوام بودن روابط را به دنبال خواهد داشت. یکی از نکات ظاهری در بحث انتخاب همسر این است که در گذشته چون پیدا کردن زوج به عهده بزرگترها بود، تقریباً همه توجهات و پیشنهادهای جدی به منظور شکل‌گیری ازدواج بود، و این پیشینه باعث شد دختران در عصر مدرنیته نیز هر پیشنهادی را جدی گرفته و آن را به معنی انتخاب شدن تعبیر کردند، در حالی که آزادی‌های اجتماعی متأثر از تغییر جامعه، وضعیت را تغییر داده است و دختران باید بدانند هر توجه و پیشنهادی به معنی انتخاب به معنی جدی آن نیست و واکنش مناسب باید با توجه به شناخت بهتر صورت گیرد. در پسران نیز معیارها تغییر کرده است، الگوهای مشخص و مبتنی بر ارزش‌های فرهنگی والدین سست شده و معیارهای ظاهری و جذابیت‌های بیرونی پررنگ‌تر شد و خطا‌های بسیاری به‌همین سبب در انتخاب صورت گرفته و زمان بیشتری لازم است تا دوباره معیارها همه‌جانبه شود.


آخرین ویرایش: شنبه 1 اسفند 1394 11:40 ب.ظ

 

درج مشخصات یک خانم در سایت همسریابی به بهانه انتقامجویی

دوشنبه 23 آذر 1394 04:22 ب.ظنویسنده : الناز محبی

 
رئیس پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات خراسان جنوبی گفت: با مراجعه یک زن به پلیس فتا مبنی بر هتک حیثیت و نشر اکاذیب در سایت همسریابی بررسی شکایت وی آغاز شد.
سرهنگ«سید غلامرضا حسینی»افزود: شاکی عنوان کرد از حدود یک ماه گذشته پیامک‌ها و تماس‌های مکرری با عناوین ایجاد رابطه دوستی، صیغه و ازدواج با اینجانب گرفته می‌شود که موجب ناراحتی و مشکلات خانوادگی برای من شده است لذا موضوع در دستور کار کارآگاهان پلیس فتا قرار گرفت.
لیست سایت های همسریابی را دز زیر مشاهده نمایید:

سایت همسریابی طوبی
سایت همسریابی دوهمدم
 سایت همسریابی توران 81
 سایت همسریابی بهترین همسر
 سایت همسریابی شیدایی
 سایت همسریابی دوهمدل
 سایت همسان گزینی تبیان


وی در ادامه افزود: مهندسان فضای سایبر با استفاده از شگرد‌های خاص پلیسی متهم را شناسایی کردند و با هماهنگی مقام قضایی متهم به پلیس فتا احضار شد که در تحقیقات فنی و پلیسی به جرم خود اعتراف کرد.
وی ادامه داد: متهم اختلافات خانوادگی با شاکی را عامل این جرم اعلام کرد و گفت مشخصات وی را در سایت همسر‌یابی درج کردم و در چت کردن با سایر کاربران مشخصات شاکی را در اختیار آنها قرار می‌دادم.
سرهنگ «حسینی» افزود: متهم پس از تشکیل پرونده برای سیر مراحل قانونی به دادسرا اعزام شد.

آخرین ویرایش: دوشنبه 23 آذر 1394 04:25 ب.ظ

 

بهترین سن ازدواج برای دختر و پسر

دوشنبه 2 شهریور 1394 11:42 ق.ظنویسنده : الناز محبی

 
روانشناسان مختلف دیدگاه های متفاوتی برای تعیین سن ازدواج دارند و بهترین سن برای ازدواج دخترها 23 تا 26 و برای پسرها 27 تا 29 سال است.
 در این بین برخی از روانشناسان بیشترین سن را برای ازدواج و برخی کمترین سن را در نظر گرفته اند.

همه روانشناسان تاکید کرده اند؛ این سن زمانی درست است که فرد در شرایط ایده آل تربیتی رشد کرده باشد و به نبوغ کافی برای پذیرش مسئولیت رسیده باشد.برای اطمینان از این پختگی نیز بهترین راه کمک گرفتن از یک روانشناس است.

البته اگر بخواهیم درباره سن دخترخانم ها بیشتر بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم که میانگین سنی که روانشناسان بدان اشاره کرده اند، برای مادرشدن هم مناسب است.

همچنین؛ متخصصان و روانشناسان سن 25 سالگی را سن طلایی برای مادرشدن دانسته اند و معتقدند، پسرها در سن 27 سالگی در اوج پذیرش مسئولیت برای پدرشدن هستند.

زدواج برای دختر و پسر امری است غریزی و فطری. هر زمان این غریزه و فطرت و رشد سنی و عقلی و اجتماعی بیدار شود و دختر و پسر نیاز به ازدواج در درونشان بیدار شود؛ این زمان زمان ازدواج آن شخص است.

این نیاز به ازدواج اکثراً بعد از سنّ بلوغ شرعی دختر و پسر است. امّا زمان ظهور این نیاز در افراد متفاوت است. اگر جوانی به «بلوغ جسمی» و «بلوغ عقلی» رسیده باشد آماده ازدواج است.

در افراد مؤمن و باهوش این بلوغ جسمی و عقلی زودتر حاصل می شود. پس سنّ ازدواج چیزی است نسبی که در افراد مختلف، جوامع مختلف متفاوت است.

ما در اینجا شرایطی را که یک شخص را به سنّ ازدواج می رساند مطرح می کنیم؛ که این شرایط باید در هر دختر و پسری باشد تا یک ازدواج موفّق داشته باشد. همچنین باید گفت که تعیین کردن سنّ برای ازدواج و یک نسخه پیچیدن برای همه افراد امری است اشتباه چون هر کسی در سنّی خاص این شرایط را دارا است.

شرایط لازم برای رسیدن به سنّ ازدواج:

۱٫ رشد جسمانی:

دختر و پس باید از لحاظ جسمی به بلوغ برسند. یعنی دختر و پسر توانایی جنسی داشته باشند. تحقیقات نشان می دهد دختران در سن ۱۳ تا ۱۴ سالگی اکثراً بلوغ جنسی پیدا می کنند و تمام دختران تا سنّ ۱۷ سالگی بالغ می شوند.

و در پسران نیز از سنّ ۱۴ الی ۱۷ سالگی تماماً بلوغ جنسی پیدا می کنند. اولین شرط برای ازدواج همین بلوغ جنسی است که عموماً در دختران در ۱۵ سالگی و در پسران در ۱۶ سالگی حاصل می شود. منظور از بلوغ جنسی این است که اندامهای جنسی دختر و پسر آمادگی مسائل زناشویی داشته باشند.[۱]

به عبارت دیگر بلوغ جنسی عبارتست از خواسته های فیزیولوژیکی و غریزی یک فرد و ازدواج جوابی است به خواسته ها و هر چه بین این دو سؤال و جواب فاصله بیشتر باشد عقده های روانی بیشتر است.[۲]

۲٫ رشد عقلی:

به یقین زمانی که فردی رشد فکری لازم جهت انتخاب همسر را نیافته است، نمی تواند اقدام به تصمیم برای ازدواج خود بنماید و چه بسا قدرت تشخیص مصلحت یا مفسده در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد،[۳] رشد فکری پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می رود. پس از بحران های بلوغ، فرد استعدادها، توانائیها و امکانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیّت خود بیشتر آگاهی می یابد. در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا احساسات.[۴]

۳٫ رشد عاطفی:

رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای زیادی است. از جمله اینکه قدرت محرکه انسان است، عامل اتصال و پیوستگی و تلطیف انسانها و جوامع است، از مهمترین عوامل موفقیّت در زندگی زناشویی است. فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گریه و شادی، محبّت و غیره در محدوده مورد قبول جامعه عمل می کند، نه همانند یک کودک. رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سنّ تقویمی نیست، بلکه به میزان یادگیری، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می شود.[۵]

۴٫ رشد اجتماعی:

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عقلی و رشد عاطفی دارد. انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان که فرد را باید از نظر اجتماعی در آنها مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی (از جمله رابطه بین زن و شوهر) را بهتر درک می کند، به دیگران احترام می گذارد، حقوق دیگران را محترم می شمارد، نقش، وظایف و مسئولیتهای مربوط به خویش را به نحو أحسن انجام می دهد.[۶]

۵٫ رشد اخلاقی:

روابط زناشویی همانند هر ارتباط اجتماعی دیگر بین انسانها با در نظر گرفتن ارزشهای اخلاقی و معنوی زن و مرد است که منجر به سعادت و معنویت زندگی آنان می گردد. بسیاری از امور و مسائل زندگی زناشویی در چهارچوب اخلاق و فضایل اخلاقی قابل حلّ است و هر اندازه زن و شوهر متخلّق به اخلاق و رفتار پسندیده مانند صداقت و گذشت، درستی و فداکاری و… باشند زندگی شان از سلامت و آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود.[۷]

اگر دختر و پسر این شرایط را دارا بودند می توانند ازدواج نمایند. البته باید دانست مناطق، محیطها، جامعه ها، نسلها، نژادها، قبیله ها، خانواده ها و افراد (تفاوتهای فردی)، در این زمینه یکسان نیستند، بلکه تفاوتهایی با هم دارند، مثلاً در سرزمینهای «گرمسیر» بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا مناطق «سردسیر»؛ و در محیطهای باز و شلوغ که برخورد زن و مرد و دختر و پسر بیشتر است، و در محیطهای غیرمذهبی و بی بند و بار که مسائل محرم و نامحرم و حجاب و عفّت کمتر رعایت می شود، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا در محیطهای مذهبی و پاک و با عفّت و پایبند به قوانین شرعی؛ و در خانواده های غیرمؤدب و بی فرهنگ که رعایت حفظ مسائل جنسی را نمی کنند و احیاناً بچه ها شاهد مسائل جنسی (کلامی و غیرکلامی) پدر و مادر خود هستند، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا خانواده هایی که این مسائل را رعایت می کنند. کمیّت و کیفیّت خوراک و غذا نیز در این موضوع تأثیر دارد؛ آنهایی که غذای بیشتر و قوی تر می خورند، بلوغ جنسی شان سریعتر است.

آنچه که آمار و تحقیقات نشان می دهد، حاکی از آن است که بهترین سن ازدواج برای پسران ۱۹ سال و برای دختران ۱۶ سال است. البته این سن متوسط است ممکن است پسر یا دختری زودتر از این نیاز به همسر داشته باشد، که باید اقدام شود.[۸] در مسأله ازدواج نباید بیشتر به مسائل اقتصادی توجه کرد و ازدواج را به تأخیر انداخت که اگر به تأخیر بیفتد باید شاهد فساد و فحشاء در جامعه بود.

جوان اگر هنگام ازدواج نتواند ازدواج نماید تحت فشارهای جنسی و روانی از راههای غیرصحیح خود را ارضاء خواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد که اگر جوانان خوب آموزش ببینند هم زندگی لذّت بخشی بعد از ازدواج خواهند داشت و هم فرزندانِ کسانی که در سنین گفته شده ازدواج کنند سالم تر و باهوش تر خواهند بود و در آینده با فاصله سنی کم ارتباط بهتری با فرزندان خود خواهند داشت.

یكی از بحث‌های داغی كه این روزها نقل بعضی از محافل شده و نسبت به آن اظهارنظرهای متفاوتی می‌شود، محدوده سنی ازدواج جوانان است. این سن برای دخترها 16 تا 18 سال و برای پسرها 19 تا 21 سال ذكر می‌شود...

 

در حالی که از دیدگاه روان‌شناسی، ازدواج کردن در سنین یاد شده قابل‌تامل است. برای بررسی این موضوع و نقد اینکه آیا نوجوانان در این سنین قادر به اداره یک زنگی مستقل هستند یا خیر نظرات دكتر سیدعلی احمدی ابهری، روان‌پزشك و استاد دانشگاه علوم پزشكی تهران را جویا شده‌ایم که می‌خوانید.


سوال: آقای دکتر! آیا تنها با رسیدن به بلوغ جسمانی، می‌توان از عوامل دیگری که در شروع یک زندگی مشترک نقش دارند چشم‌پوشی کرد؟

 

از نظر ما سن ازدواج باید مبتنی بر سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی باشد. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است كه برای دختران از حدود سنین 12 تا 14 سالگی و در پسران از حدود 14 تا 16 سالگی شروع می‌شود. بلوغ روانی، عنوانی است كه روان‌پزشكان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام می‌برند. از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته می‌شود. اما اختلافی که ما با حقوقدانان در این زمینه داریم این است که حقوقدان‌ها به حداقل كفایت می‌كنند و معتقدند فقط كافی است فرد توان تشخیص مصالح خود را داشته باشد ولی عقیده روان‌پزشكان و اصولا مكاتب روان‌شناختی بر این است كه فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحله‌ای برسد كه نه تنها نسبت به خود شناخت كافی پیدا ‌کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلكه نسبت به فردی كه در نظر دارد با او ازدواج كند نیز شناخت كافی به‌دست آورد.


سوال: و منظور از بلوغ اجتماعی چیست؟

 

بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است. این امر، مستلزم برآورده‌شدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی،‌ علمی، آموزشی و... برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسكن و حداقل نیازهای خانواده را تامین كند.

 

سوال: خصوصیاتی كه ذكر کردید معمولا در چه سنی به‌دست می‌آید؟

 

بستگی به فرد دارد. یك فرد ممكن است در سن 20 سالگی زمینه‌های فوق را یكجا و كامل پیدا كند. در حالی كه فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد. در مورد خانم‌ها هم به همین شكل است. یك دختر جوان ممكن است در سن 14 تا 15 سالگی به رشد كامل جسمانی رسیده باشد اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یك رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی كه با او پیوند می‌خورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد. در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلكه به جامعه هم كشیده می‌شود. جامعه‌ای كه نیازمند افراد فعال، آگاه، پخته و توانمند است. بنابراین ما فقط سن را ملاك اولیه و اصلی برای تشكیل خانواده یا ازدواج قرار نمی‌دهیم.

 

البته به این نكته هم باید اشاره كنم كه خرده‌گیری و سخت‌گیری و اینكه افراد فكر كنند ابتدا باید همه امكانات را فراهم و تمام دوره‌های تحصیل را طی كنند، شغل پردرآمدی داشته باشند و بعد ازدواج كنند را تایید نمی‌كنیم. صحبت ما در مورد حداقل‌هاست. اگر فرد بتواند به توانمندی‌های شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و... برسد، می‌تواند ازدواج كند كه این اتفاق می‌تواند در شروع دهه سوم زندگی باشد كه بسیار هم مطلوب است. البته گاهی ممكن است افراد در همان زمان هم آمادگی لازم برای ازدواج را پیدا نكنند و انجام این کار مهم به سنین و سال‌های بعدی موكول شود.

 

سوال: آیا جوانان كشور ما این قابلیت را دارند كه در سنین ذكر شده به این حد از بلوغ روانی و اجتماعی برسند؟

 

ممكن است برای تعداد كمی از افراد این اتفاق بیفتد اما طبیعتا این امر برای اكثریت افراد جامعه محقق نمی‌شود. البته این تعداد كم نیز وابسته به خانواده‌شان هستند. خانواده این افراد، معمولا خانواده‌ای تحصیلكرده و هوشمند هستند، خانواده‌هایی كه ازدواج‌‌والدین بر پایه اصول و ازدواج و انتخاب‌شان برنامه‌ریزی شده است و مسیر رشد درستی را برای فرزندان‌شان فراهم كرده‌اند.

 

سوال: پس با توجه به گفته‌های شما، رسیدن به این حد از بلوغ در شهر و روستا و با توجه به سطح تحصیلات، فرهنگ و سایر شرایط محیطی در افراد متفاوت است؟


بله دقیقا. برای هر فرد، هر خانواده و هر اجتماع كوچك و بزرگ این مساله متفاوت است. اما به هر حال ما یك حداقل‌هایی را نیاز داریم. علت تاكید بر انجام مشاوره قبل از ازدواج نیز همین است كه ما ببینیم دو نفری كه می‌خواهند ازدواج كنند به بلوغ روانی و اجتماعی رسیده‌اند یا خیر.

 

سوال: بهتر است تفاوت سنی زوجین چقدر باشد؟

 

ما اختلاف سنی 5 سال را مطلوب می‌دانیم. در این صورت می‌توانیم بگوییم كه زمینه‌ها به عنوان قدم اول یعنی حداقل اختلاف سن شروع می‌شود. اگر مبنا را فقط سن در نظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم حداقل سن ازدواج در دختران 18 سال و در پسران 5 سال بیشتر یعنی 23 سال است البته با حداقل توانمندی‌ها، مهارت‌ها، حرفه و تحصیلات.

 

اگر خانمی از همسرش بزرگ‌تر بود چطور؟

 

این مساله هم اگر به‌صورت موردی در جامعه وجود داشته باشد و همراه با مشاوره‌های لازم، شناخت فردی و شناخت نسبت به فرد مقابل باشد، مشکلی نیست و می‌توان آن را پذیرفت اما به عنوان یك قانون عام مورد تایید نیست.

 

سوال: همیشه بحث بر سر فاصله سنی زوجین است و كمتر در مورد فاصله سنی والدین با فرزندانشان اظهارنظر می‌شود. نظر شما در این رابطه چیست؟

 

ازدواج كردن به مفهوم این نیست كه بلافاصله زوجین بچه‌دار شوند. البته اگر زوج سن بالاتری داشته و پختگی و تجربه داشته باشند، چنانچه بلافاصله بعد از ازدواج بچه‌دار شوند، مشكل چندانی نخواهند داشت. اما جوانانی كه با حداقل سنینی كه صحبت كردیم ازدواج می‌كنند نباید برای بچه‌دار شدن عجله كنند. شروع زندگی به معنای افزایش تعداد افراد خانواده نیست. شروع زندگی مستلزم زمان‌هایی است كه زندگی مشترك برای یك زوج بسیار جوان‌ معنادار شود و اصطلاحا جا بیفتد. بنابراین پاسخ به این سوال كه یك دامنه وسیعی را شامل می‌شود، خیلی آسان نیست. اگر ازدواج در دهه سوم زندگی كه مطلوب‌ترین زمان برای ازدواج است صورت بگیرد و در این سنین زوج صاحب فرزند شوند فاصله مناسبی بین آنها و فرزندان‌شان ایجاد می‌شود. به عنوان نمونه برای یك مرد 30 ساله و یك زن 25 ساله بچه‌دار شدن بسیار مناسب است. اما برای زوجی كه در 23 سالگی و 18 سالگی هستند زود است و باید ابتدا تجربه كسب كنند و بعد صاحب فرزند شوند.


سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است؛ یکی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیکی. انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت است. روان شناسی کودک با روان شناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یک نوجوان با ویژگی های روانی یک فرد سالخورده در بیشتر زمینه ها قابل مقایسه نیست...

بهترین سن ازدواج,بهترین سن ازدواج,بهترین سن ازدواج دختر,[categoriy]

سن ازدواج در ایران,سن ازدواج پسران,سن ازدواج برای دختر,سن ازدواج پسر,سن ازدواج برای پسران,سن ازدواج دختر و پسر,بهترین سن ازدواج پسران,بهترین سن ازدواج برای دختر و پسر,بهترین سن ازدواج در ایران,بهترین

بنابراین ازدواج یک مرد پنجاه یا شصت ساله با یک دختر ۱۸ ساله به دلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد. دیر یا زود به علت عدم ارضای نیازهای روانی، این عروس جوان با دلمردگی به انتظار مرگ شوهر کهنسال خود روزشماری می نماید، یا خواهان طلاق می شود. از سوی دیگر این مرد کهنسال برای ارضای نیازهای همسر جوانش مجبور به تظاهر به جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می شود و در نتیجه او نیز از مسیر طبیعی زندگی خارج می گردد و از نظر اجتماعی زبانزد خاص و عام می شود و در مجالس و محافل ممکن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگیرند و همه جا مجبور است وضعیت خود را توجیه کند.
او برای کسب رضایت همسرش، چنانچه ثروتمند باشد به خریدن جواهرات و لباس های گران قیمت و خانه و اتومبیل متوسل می شود و چنانچه عالم باشد کتاب ها و آثار خود را به او تقدیم می کند ولی هیچیک از اینها او را ارضا نمی کند. عکس این حالت، یعنی ازدواج زن پیر با مرد جوان نیز همین وضع را خواهد داشت.
بنابراین کسانی که قصد ازدواج دارند نباید تحت تاثیر پول، مقام اجتماعی، مقام علمی و سایر امتیازهای ارزشمند، سن همسر آینده خود را نادیده بگیرند. دوم از جنبه فیزیولوژیکی که علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد و انحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهد بود.
سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف متفاوت است. معمولا در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پایین تر و در مناطق سرد و کوهستانی بالاتر است. مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود، مهم این است که دختر و پسر احساس کنند از نظر فیزیولوژیکی و روانی نیاز به ازدواج دارند. تشخیص زمان مناسب ازدواج از سوی دختر و پسر تازه بالغ مشکل است. در این مورد راهنمایی پدر و مادر و مشاوره با مشاور خانواده ضروری است.
معمولا چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است، زودتر بالغ و برای ازدواج آماده می شوند. به همین علت در اسلام سن تکلیف دختران نه سال و پسران ۱۵ سال می باشد.
در اینجا ذکر این نکته لازم است که چون اسلام دین جهان شمولی است، بنابراین حداقل سن تکلیف برای تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص شده؛ یعنی روی زمین مناطقی هست که دختر در ۹سالگی بالغ است ولی این بدان معنا نیست که این دختر ۹ ساله باید حتما ازدواج کند. ازدواج زمانی واجب است که شرایط آن از نظر فیزیولوژیکی، روانی، فرهنگی و اقتصادی فراهم باشد و چنانچه انجام نگیرد فرد به گناه بیفتد. در ایران به طور عرف اکثر دختران بین ۱۸ تا ۲۵ سال ازدواج می کنند. پسرها نیز در روستاها در سنین پایین تر و در شهرها بین ۲۵ تا ۳۰ و گاه تا ۳۵ سالگی ازدواج می کنند. تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است.
گاه تفاوت سن تا ۱۰سال هم مشکلی ایجاد نمی کند. یکی از فرمول هایی که در این مورد پس از آمارگیری های سن ازدواج پیشنهاد شده، آن است که در سنین پایین تر، نصف سن پسر به اضافه هفت سال سن مناسبی برای دختر خواهد بود. ولی این به هیچ وجه فرمول قطعی و یا استاندارد محاسبه شده ای نیست. آنچه در این مورد می توان به طور قطعی پیشنهاد کرد آن است که بین سن زوجین تناسب منطقی و معمولی وجود داشته باشد.
● مشاوره ازدواج در ارتباط با سن
مشاوران در ارتباط با مراجعانی که برای ازدواج در مورد سن مشکل دارند، باید به روش های زیر عمل کنند:
۱) در مورد دختر و پسری که برای بار اول می خواهند ازدواج کنند و بین ۱۸ تا ۳۰ سال دارند، اختلاف ۵ تا۶ سال مناسب است. یعنی به علت رشد سریع دختران، اگر پسر پنج تا شش سال بزرگتر باشد از نظر روانی و فیزیولوژیکی وضع مناسبی خواهد داشت.
۲) در مورد مرد و زنی که برای بار دوم ازدواج می کنند. دو حالت وجود دارد. زن برای بار دوم و مرد برای بار اول، و یا برعکس مرد برای بار دوم و زن برای بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر یک از حالت های فوق زندگی متفاوت است.
ممکن است صحبت از داشتن فرزند قبلی باشد و شرایط اقتصادی و فرهنگی متفاوت؛ به هر حال باید وضعیت هر یک را به طور انفرادی بررسی کرد و اطلاعات لازم را در اختیار مراجع قرار داد. در مورد سن در ازدواج دوم اهمیت مسئله به اندازه ازدواج اول نیست. ممکن است زن مطلقه ای با دو فرزند و ۳۰ سال سن با مرد ۴۵ ساله مجردی ازدواج کند و چون گرفتاری فرزندان او نیز به زندگی او اضافه می شود، احتمال آن که با همسرش که گذشت کرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده، با گذشت بیشتر بسازد و زندگی شاد و سعادتمندی داشته باشند.
۳) از آنجا که مرگ و میر مردان بیشتر، و آمار زنان در بسیاری از جامعه ها درصد بالاتری را حائز است، برای جلوگیری از فحشا و انحراف های جنسی باید چاره ای اندیشه شود. در جوامع غربی اصل آزادی جنسی با همه مفاسدش پذیرفته شده است ولی در اسلام به علت اهمیت تربیت فرزند و استحکام خانواده، اصل دیگری را در زناشویی مجاز دانسته اند و آن تعدد زوجات می باشد. تعدد زوجات نیز به دو صورت است؛ ازدواج دائم و ازدواج موقت.
ممکن است مردی که ازدواج کرده و زن مهربان و واجد شرایطی هم دارد ولی از روی بوالهوسی بخواهد ازدواج دوم کند، به مشاور مراجعه کند. در اینجا مشاور باید او را در هر دو شرایط (زندگی با زن اول و زندگی با دو زن) آگاهی دهد و وضعیت او را به دقت و از جهات مختلف از نظر از دست دادن ملاطفت و عطوفت زن اول، از نظر فرزندان (خواهران و برادران ناتنی)، از نظر تأمین هزینه های زندگی، از نظر جنگ های روانی مرتبط با زنان متعدد و بالاخره به هم ریختگی محیط گرم خانوادگی موجود به بهای ارضای هوس زودگذر هشدار دهد.
بدیهی است تصمیم گیری نهایی پس از بصیرت کامل با مراجع خواهد بود. گاه قدرت هوس به اندازه ای است که ممکن است با همه اطلاعات و بصیرت داده شده، مراجع از ازدواج دوم صرفنظر نکند. مشاور می تواند پس از مواجهه او با ناملایمات بعدی، باز هم او را با توجه به شرایط جدید راهنمایی کند.
۴) در صورتی که زنها از قبل با علم و آگاهی، شرایط چند زنی مرد را پذیرفته و حاضر به ازدواج شده اند و مرد نیز شرایط لازم را رعایت کند، شاید مشکلی ایجاد نشود ولی در فرهنگ ایرانی مسئله تعدد زوجات و نیز ازدواج موقت به عنوان یک سیره جاری پذیرفته نشده و اغلب کسانی که از این روش استفاده کرده اند، اگر چه تمام جوانب شرعی را مراعات کرده اند، اما علاوه بر نارضایی همسران، مورد طعن و سرزنش دیگران قرار گرفته و زندگی شاد و با ثباتی نداشته اند. از آنجا که مشاوران نیز از فرهنگ عمومی تبعیت می کنند باید به افرادی که به این سیره تمایل نشان می دهند، اطلاعات لازم را بدهند و تمام پیامدهای چنین اقدامی را به آنها گوشزد کنند.
۵) در مورد زنان جوانی که از مردان پیر خوششان می آید و یا پیرمردانی که به خیال خود زن جوان می گیرند تا جوان شوند، باید نظرشان را از لحاظ فیزیولوژیکی و روانی با توجه به اصول علمی بررسی کرد و آنان را به نادرست بودن باورهایی که در این مورد پیدا کرده اند، توجه داد.
مشاور باید دختر یا زن جوانی را که دوست دارد با پیرها ازدواج کند، به این مسئله توجه دهد که پیرمرد نه از نظر روانی و نه از لحاظ فیزیولوژیکی قادر به به ارضای نیازهای او نیست و فرضا اگر چند صباحی نظر او را تأمین کند، در نهایت با مشکل مواجه خواهد شد و این ازدواج عاقبت خوشی نخواهد داشت.
دادن اطلاعات لازم در این مورد احتمالا نظر زن جوان را به طرف مردانی با اختلاف سن معقول تغییر خواهد داد. به هر حال دادن آگاهی و بررسی همه جانبه به مراجع بصیرت خواهد داد که به گزینش مناسب بپردازد و تصمیم عاقلانه و مناسبی اتخاذ کند.
 

چرا دختران کم سن؟

جامعه شناسان می گویند هرقدر یک جامعه توسعه یافته تر باشد، فاصله سنی بین زوج ها کمتر می شود. برعکس در جوامع سنتی یا توسعه نیافته، دلایل دیگری برای فاصله سنی زیاد زن و مرد و انتخاب دختر کم سن و سال وجود دارد:

دختران کم سن شاداب ترند

در دنیای امروز معیارهای سنی تفاوت زیادی با گذشته کرده است. دختر 30ساله امروز هنوز در ابتدای راه زندگی قرار دارد و آینده ای پر از احتمالات مختلف پیش روی خود می بیند. به نسبت زنان 30 ساله نسل قبل از خود شاداب تر، پرانرژی تر و سالم تر است و تجربه های بسیار بیشتری از زنان نسل های قبل از خود کسب کرده. تحصیلات بیشتری دارد، وارد اجتماع شده و پختگی و جوانی را همزمان تجربه می کند. برای دخترانی در دهه سوم یا چهارم زندگی، آینده تصویری بسیار متفاوت از مادرانشان دارد. بنابراین، دختران امروزی با وجود سن بالاتر، همچنان شادابی و تحرک و تازگی خود را حفظ کرده اند.

 

شانس بچه دار شدن

در گذشته، سن باروری دختران معیار انتخاب آنها برای همسری بود. در آن زمان زنی در سال های آخر دهه بیست کم کم قدرت باروری اش کاهش می یافت. اما با پیشرفت های پزشکی امروز و تغییر سبک زندگی، زنان می توانند تا اوایل دهه چهل زندگی شان قدرت باروری شان را حفظ کنند. از این گذشته، با راه افتادن امکانات به روزی مثل بانک تخمک، زنان می توانند در جوانی تخمک های با کیفیت خود را به این بانک بسپارند تا اگر در سنین بالاتر ازدواج کردند، برای بچه دار شدن نگرانی نداشته باشند.

 

شکل پذیری شخصیتی

شاید امروز کمتر با این تفکر سنتی مواجه باشید اما هنوز هم در بخش هایی از جامعه هستند کسانی که معتقدند ازدواج با دختر کم سن و سال یعنی داشتن شانس تربیت همسر. برای این افراد ازدواج تعامل بالغانه دو فرد بزرگسال نیست. بلکه ارتباط پدر فرزندی و ارباب رعیتی مردی با زنی است که قرار است فرمانپذیر و تحت سلطه او باشد. واقعیت ازدواج این است که باید چهارچوب های آن بر اساس مشارکت، عشق و تعامل بالغانه شکل بگیرد. هرگاه یکی از این عناصر جا به جا، حذف یا نامتعادل شود تعادل ازدواج بهم می خورد و رابطه آزار دهنده می شود. تلاش برای تربیت کردن یک فرد یا تغییر دادن او، به معنی صرف انرژی دائم برای کنترل کردن او است. و البته هیچ کس ازدواج نمی کند تا دائم مراقب همسرش باشد. این طور نیست؟

مردان امروزی کمتر خواهان زنی سلطه پذیر و وابسته هستند. استقلال داشتن زن در زمینه های فکری و اجتماعی معیار پسران جوان امروز است

مشکلات ازدواج با فاصله سنی زیاد

مردان امروزی کمتر خواهان زنی سلطه پذیر و وابسته هستند. استقلال داشتن زن در زمینه های فکری و اجتماعی معیار پسران جوان امروز است. زنان هم به لطف تحصیلات بیشتر و تربیت متفاوت از گذشته، خواهان این استقلال هستند. بنابراین، ازدواج امروزی، ازدواج دو فرد عاقل، بالغ، مستقل و توانمند است که قرار است با تکیه به توانایی های یکدیگر قایق زندگی شان را هدایت کنند.

ازدواج مردی 33-34 ساله با دختری 21-22 ساله ب مانع ایجاد رابطه ای متقابل می شود. در این ازدواج، دختر در ابتدای مسیری قرار دارد که هنوز آن را نپیموده. شناخت کافی از خودش ندارد. در اوج تغییر و تحولات شخصیتی قرار دارد و ممکن است در ادامه زندگی مسیر دیگری را برای خود برگزیند. این در حالی است که پسری در دهه چهارم زندگی، به ثبات نسبی شخصیتی رسیده. تکلیفش را با زندگی می داند و از این که قرار است چه کار کند و چه مسیری را ادامه دهد آگاه است.

در واقع نکته مهم در اختلاف سنی و ازدواج، «رده سنی»همسران است. دو کودک 5 و 12 ساله را در نظر بگیرید. فکر می کنید این دو کودک می توانند دوست یا همبازی خوبی برای یکدیگر باشند؟ کودک 5ساله هنوز از درک خیلی از مسایل عاجز است. توانایی استقلال در برخی امور شخصی اش را ندارد. نیازمند مراقبت است و خواندن و نوشتن نمی داند. اما برای کودکی 12ساله که کلاس ششم ابتدایی است، دنیا شکل و شمایل دیگری دارد. او تا حدودی مستقل است، می تواند ارتباط کامل تری با پدر و مادرش برقرار کند، مهارت های مطالعه و آموختن دارد و این یعنی وارد دنیای بزرگی از آگاه شده و... این دو کودک اگرچه فقط 7سال تفاوت سنی دارند اما در دو مقطع متفاوت از زندگی شان هستند. درباره ازدواج هم همین طور است. ازدواج زن و مردی که در دو مقطع متفاوت از زندگی باشند، اشتباه بزرگی است که نتیجه ای جز عدم تفاهم و سرعت حرکت نابرابر نخواهد داشت. هر دو طرف در چنین رابطه ای آزار می بینند و احساس می کنند به قدر کافی از طرف همسرشان درک و همراهی نمی شوند.

 

همیشه جوان نیستید

امروز که جوانید شاید بتوانید با یکدیگر منطبق شوید، کنار بیایید و ملاحظه همدیگر را بکنید. اما این وضعیت دوام زیادی نخواهد داشت. در 5سال، 10 سال یا 15سال آینده، مشکلات خودشان را نشان می دهند. رده سنی شما تغییر می کند و در حالی که مرد در دهه پختگی و افتادگی قرار دارد، زن هنوز شادابی آخرین سال های جوانی اش را تجربه می کند. این فاصله کم کم بر روابط شما اثر می گذارد. زن احساس می کند بار زندگی روی دوش او افتاده، تنهاست و مرد حال و حوصله سابق را ندارد. در عوض، مرد احساس می کند زن توقعات زیادی از او دارد و زیادی شاد و پرانرژی است. به ثبات کافی نرسیده و حوصله مرد را سر می برد.

به همین نسبت، افت توان جنسی مرد و عدم تناسبش با توان جنسی زن اتفاق می افتد. زن ها در دهه 30 و 40 زندگی شان پرشورتر از مردان در همین سنین هستند. مردانی که به دهه 50 و 60 سنی شان می رسند، افت عملکرد جنسی پیدا می کنند ولی این اتفاق در زنان نمی افتد. نارضایتی جنسی زن و سردی روابط زن و مرد در سنین میانسالی آفت دیگری است که ازدواج هایی با فاصله سنی نامتعارف را تهدید می کند. در پایان در نظر داشته باشید، این جمله رایج که «سن فقط یک عدده» به هیچ وجه درست نیست. سن، نماینده مجموعه ای از روحیات، شرایط جسمی و تجربه های اندوخته فرد است و نمی توان بی توجه به آن همنشین همیشگی زندگی را انتخاب کرد.

 



آخرین ویرایش: دوشنبه 2 شهریور 1394 11:45 ق.ظ

 

چطور می شود قبل از ازدواج فهمید که با همسر آینده تان تناسب جنسی داریم یا نه؟

جمعه 16 مرداد 1394 07:54 ب.ظنویسنده : الناز محبی

 
فهمیدن این موضوع سخت است چون امکان صحبت درباره این مساله وقتی فراهم می شود که شما به هم خیلی نزدیک شده اید و در بیشتر موارد صحبت های جنسی به دوران عقد موکول می شود و در چنین دورانی هم اولا نارضایتی ها به ندرت به چشم می آیند و ثانیا کمتر دختر و پسری به خاطر عدم تناسب جنسی به مشاور یا مراجع قضایی مراجعه می کند. با این حال برخی نشانه ها در دوران آشنایی می تواند شما را مطلع کند که طرف مقابل تان از نظر جنسی تا چه حد گرم یا سرد است و آیا از این نظر در نقطه مقابل شما قرار دارد یا خیر.

سطح انرژی و تحرک
افرادی که از نظر جنسی گرم هستند، افراد پرشور و پر انرژی ای هستند. آنها مدام در حال تحرک و ورزش اند. یک جا بند نمی شوند و خیلی دیر خستگی به سراغ شان می آید. این افراد در یک کلام پرانرژی و فعال توصیف می شوند و به همین نسبت در زندگی جنسی شان هم پرشور و پرانرژی هستند. در مقابل افراد اسلوموشن و کندی که به سختی از یک برنامه پیروی می کنند، میل و اشتیاق کمتری در حرکاتشان دارند و اهل ورزش و تحرک نیستند امکان سرد مزاجی در آنها بیشتر است.

 توجه به خود
افرادی که برای ظاهر خود ارزش قائل هستند، به پوشاک و سلامتی و زیبایی شان می رسند، اندام شان را متناسب نگه می دارند، تغذیه سالمی دارند و سعی می کنند ظاهر موجهی داشته باشند، برای کیفیت روابط جنسی شان هم ارزش بیشتری قائلند و این به معنی گرم تر بودن آنها است.

طبیعت مردانه و زنانه
مردانی که از نظر جنسی گرم هستند، خلق و خوی مردانه تری دارند. آنها شبیه به تعاریف استعاری مردانگی، انگیزه پیشرفت، مبارزه و اراده قوی دارند. غیرتمند هستند. ممکن است در مواجهه با برخی موقعیت ها خشمگین شوند و در یک کلام، خونِ گرمی دارند. در مقابل، زنانی که از این نظر گرم هستند روحیات زنانه پررنگ تری دارند. آنها خموده نیستند و ظرافت های رفتاری زنانه دارند.

طب سنتی چه می گوید؟
در طب سنتی بر اساس ظواهر افراد سرد مزاجی و گرم مزاجی آنها مشخص می شود. این مشخصات البته قطعی و صد در صد نیستند اما می توانند تا حدود زیادی روشنگر باشند:

افراد 
گرم مزاج اغلب لاغر، سبزه، علاقمند به خوردن ترشی ها و کم میل به خوردن شیرینی ها، دارای موهای درشت و پرپشت و حالت دار، دارای چشم قهوه ای مایل به سیاه هستند.

حرکات آنها تند و تیز است. کم خوابند و خواب سبک دارند. فعالیت فکری و فیزیکی زیاد، حرارت بالای بدن و بی استعدادی در چاقی از دیگر علایم آنهاست. آنها ترجیح می دهند کارها را خودشان با سرعت بیشتر انجام دهند، میانه ای با افراد تنبل ندارند و خیلی سریع فکر می کنند و تصمیم می گیرند.

در مقابل، افراد سردمزاج عموما چاق، سفیدپوست، علاقمند به خوردن شیرینی ها، دارای موهای نازک و کم پشت و بدون حالت، دارای رنگ چشم قهوه ای روشن هستند. حرکات آرام و کند دارند. تنبل و کم حرف و پرخواب و سنگین خواب هستند و از خوردن گرمی ها لذت می برند. درست برخلاف گرم مزاج ها که با گرمیجات، جوش می زنند و گر می گیرند. این افراد استعداد چاقی زیادی دارند.
آخرین ویرایش: جمعه 16 مرداد 1394 08:02 ب.ظ

 

بلوغ و بیدار شدن غریزه جنسی پسر و دختر

جمعه 16 مرداد 1394 05:29 ب.ظنویسنده : الناز محبی

 
با رسیدن به بلوغ و بیدار شدن غریزه جنسی پسر و دختر در روح و جسم آنان تغییر ایجاد شده و در وجود آنها کشش عاطفی جنسی پدید می آید. تنها راه کنترل این نیروی قوی دور کردن آنان از هر گونه تحریک  جنسی عاطفی است اما اگر در معرض اسباب تحریک قرار گیرند بسیاری از آنان گرفتار انحرافات اخلاقی می شوند که بعضا حتی با ازدواج نیز قابل جبران نیست.
متاسفانه در حال حاضر جوانان و نوجوانان ما در چنین وضعیتی قرار دارند و چشم بستن بر واقعیت و رها کردن آنها درگرداب تحریکات عاطفی جنسی حرام هم مشکلی را حل نمی کند.
بنا بر این باید به طور جدی به این مشکل و ابعاد آن پرداخته شده و با توجه به وضع و شرایط ویژه کنونی برای آن راهکار داده شود به این معنی که شاید بعض راهکارها برای وضع عادی خوب نباشد، اما برای شرایطی که جامعه بین دو راهی بد و بدتر قرار گرفته است، مناسب یاشد.
در این کمیسیون به مشکلاتی که بخاطر وضع موجود ممکن است گریبانگیر نوجوانان و جوانان شود اشاره شده و بهترین راهکارها با توجه به ضرورت موجود پیشنهاد می گردد.
1 – انحرافات اخلاقی ، پیامدها و علل  
الف ) انحرافات اخلاقی
1.    رابطه دختر و پسر
انواع مختلف رابطه از گفتار و نامه نگاری و ملاقات در اماکن عمومی و خصوصی و معاشقه و ... در جامعه شنیده و دیده می شود که مختص جوانان نیست و در نوجوانان نیز وجود دارد.
همه اقسام رابطه انحراف محسوب می شود ولی بعضی از کارشناسان در صدد تعریف نوعی ارتباط بین پسر و دختر نامحرم به عنوان "رابطه سالم" هستند.
در بررسی این مطلب نخست باید گفت : رابطه ای سالم است که در آن نگاه جنسیتی وجود نداشته باشد همانند رابطه خواهر و برادر، اما در رابطه های موجود از گفتار گرفته ملاقات و... اساس رابطه بر جنسیت استوار است؛ یعنی اگر طرف از جنس مخالف نباشد اصلا ارتباط بر قرار نمی شود.
علت نیز واضح است چون غرض پاسخ گویی به تمایل عاطفی جنسی است که تنها از برقراری ارتباط با جنس مخالف حاصل می شود و ناگفته پیدا است که احساس عاطفی موجود در اینجا با کشش عاطفی بین اعضای خانواده تفاوت دارد و لذا نگاه دختر و پسر نامحرمی که رابطه عاطفی دارند نگاه خواهر و برادری نیست و به همین علت است که معمولا خانواده ها با چنین روابطی حتی از نوع کلامی آن مخالفند؛ چون احساس می کنند از این رابطه بوی تمایلات غریزی به مشام می رسد، مگر اینکه رابطه کلامی را مقدمه ازدواج ببینند.    
بنا بر این هرگونه رابطه بین دختر و پسر نامحرم حتی از نوع کلامی آن ناسالم و یک نوع انحراف اخلاقی شمرده می شود.

2.    روسپی گری
اگر کسی توجه داشته باشد در گوشه و کنار خیابانهای شهرها زنان خیابانی را که بعضا کم سن نیز هستند مشاهده می کند، حتی گفته می شود که سن فحشا در دختران تا زیر پانزده سال پایین آمده است و همچنین طبق آمارهای غیر رسمی در بعض شهرهای بزرگ بیشتر از هزار فاحشه خانه غیر علنی وجود دارد که پسران نوجوان وجوان نیز مشتری آن می باشند.
پس خطر فحشا دختران و پسران نوجوان و جوان را تهدید می کند و بدون اینکه کسی برای آن کاری کند بطور نیمه علنی رو به گسترش است.
و بلکه مساله فحشا رو به معضل شدن پیش می رود چون بعض مسئولان ذی ربط گفته ما نمی دانیم با فواحش چه کنیم دستگیری آنها نیز فایده ندارد
در صورتی که وضع این چنین پیش رود در آینده ای نه چندان دور فواحش برای خود حقوق اجتماعی طلب می نمایند    
3.    بد حجابی
معمولا منظور از بد حجابی کم حجابی و به معنی عدم رعایت حجاب بطور کامل است اما آنچه در اینجا مورد نظر است تنها کم حجابی نیست بلکه پوشش زبان دار و آرایش غلیظ عده ای از دختران است که نشان دهنده قصد آنها برای جلب توجه کردن است وگرنه کم حجابی و یا حتی بی حجابی در بسیاری کشورها وجود دارد و آنها چادر و روسری ندارند اما خیابان را برای نشان دادن زیباییهای خود انتخاب نمی کنند و با سادگی تمام در خیابانها و مجامع عمومی حاضر می شوند و تنها فواحش که به دنبال جلب مشتری می گردند با لباس زننده و آرایش غلیظ در خارج ظاهر می شوند.
شاهد بر مطلب اینکه : یک زن خارجی بعد از مشاهده نحوه پوشش بعض دختران در خیابانهای تهران گفت: "در تهران چقدر فاحشه وجود دارد؟"  
4.    خود ارضایی
بعضی ها از شیوع نود درصدی خود ارضایی در پسران و 70 درصدی در دختران خبر می دهند؛ این حرف اگر کاملا درست نباشد چندان هم نادرست نیست چون با توجه به کثرت وجود اسباب تحریک و آسانی دسترسی جوانان و نوجوانان به آنها، و نبود راه ارضاء، اگر غیر از این باشد جای سوال دارد.
به هر حال اصل آن مهم تر از مقدار آن است؛ چون وجود خود ارضایی در عده قابل توجهی از پسران و دختران نشانگر وجود شرایطی است که زمینه ساز انجام آن است و طبیعی است که احتمال ابتلاء به آن در دیگران، با توجه به سهولت دسترسی، زیاد باشد.
بنا بر این حدس صحت آمار فوق کار چندان دشواری نیست چون وقتی تحریک بی ارضا وجود دارد سهل ترین و ممکن ترین راه که کاملا مخفیانه قابل انجام است خود ارضایی است و از منع دینی نیز با توجه به شدت تحریک کاری ساخته نیست مگر اینکه فرد بعد از استمناهای فراوان و کم شدن شدت هیجان و یا توجه به ضررهای آن بتواند تا حدی جلوی خود را بگیرد، وگرنه اینکه تصور شود کسی در معرض انواع تحریک باشد و استمنا نکند کمی خوش خیالی است.
5.    سکس خانوادگی
اگرچه از این انحراف آمار چندانی نداریم و بعضا در مشاوره های خصوصا اینترنتی مطرح شده است، ولی با توجه به وجود ماهواره در بسیاری از منازل و وجود فرزندان مجرد تا سنین بالا و سهولت دسترسی به فیلمهای مستهجن، وجود داستانهای سکس خانوادگی در اینترنت، می توان وجود آن را در تعدادی خانواده ها حدس زد؛ چون از نظر عملی کاری آسان با قابلیت مخفی کاری بالا است و تنها مانع صرف نظر از دین، حیاء موجود در بین اعضای خانواده است که با از بین رفتن تدریجی آن به وسیله تحریک شدید حاصل از فیلمهای سکسی برقراری ارتباط جنسی کاملا ممکن است، چون اولین ارتکاب سخت است و یک بار که بخاطر تحریک شدید چنین عملی اتفاق افتاد بارهای بعد دیگر سخت نیست و بلکه به تدریج به جایی می رسد که حتی اگر قصد آن را هم نداشته باشد نمی تواند از آن فرار کند؛ چون وقتی تحریک ولو توسط طرف مقابل موجود است و حیاء مانع نیز از بین رفته و طرفی که می توان با او رابطه جنسی داشت موجود و راضی است چه چیز مانع از برقراری رابطه نامشروع است؟
توجه به این مطالب عمق فاجعه سکس خانوادگی را مشخص می کند  
6.    دیدن عکس و فیلم سکسی
در نوجوانان این انحراف بیشتر است که ابتدای ورود آنان به این وادی است و از فیلمهای زبان اصلی بدون سانسور و سی دی های شو و رقص شروع، و به فیلمهای مستهجن می رسد
7.    پارتی های شبانه
راه مهمی برای به باد دادن پاکی و عفت و از دست دادن حیاء و یاد گرفتن آنچه نمی دانند، و مبتلا شدن به مصرف قرصهای روان گردان است   
8.    همجنس بازی
همجنس بازی یا به عبارتی: لواط در مردان و مساحقه در زنان در کشور ما به لحاظ شرعی و عرفی مذموم شمرده می شود، البته از قدیم الایام کما بیش به وجود داشته و انحراف شمرده می شده است.
اما آنچه در حال حاضر اهمیت آنرا زیاد کرده است اولا : گسترش گرایش به این امر بخاطر وجود تحریک و عدم دسترسی به جنس مخالف و ثانیا: تئوریزه شدن همجنس گرایی است به این معنی که اصلا طبیعت بعضی افراد همجنس گرا است که این بدتر از صرف گرایش به همجنس است چون در این صورت آن را گناه نمی داند و با خیال آسوده انجام می دهد، و این دو مورد خصوصا دومی به علنی و یا تقاضای قانونی شدن آن کمک می کند  
9.    فرار دختران
آمار از سیر صعودی فرار دختران حکایت دارد و باز بر طبق آمارهای غیر رسمی حدود نود درصد فرارها به سوء استفاده جنسی ختم می شود و سن فرار نیز به زیر پانزده سال کاهش یافته است .
این آمارها هر قدر که درست باشد تامل بر انگیز است چون دختری که حیاء و عفت خود را این گونه از دست داده است حتی اگر به جرگه فواحش نپیوندد معلوم نیست در کنار شوهر زندگی سالمی داشته باشد و روابط گذشته را ادامه ندهد.

10.    ربایش دختران
در مواردی ربایش دختران و  آزار جنسی آنان گزارش شده است یعنی کار به جایی رسیده است که دختران بدون میل و خواست خود به زور مورد سوء استفاده قرار می گیرند.

ب) پیامدها
برای بدست آوردن پیامدها باید از جمع بندی موارد فوق شروع و سپس نتایج کلی را استخراج نمود. موارد فوق حاکی از ایجاد تحریک شدید خصوصا جنسی از طرق گوناگون در نوجوانان و جوانان، و به دنبال آن آلوده شدن آنها به کارهای خلاف اخلاق است، بدون اینکه امیدی به رفع نیازهای غریزی خود از راه حلال داشته باشند که این ناامیدی و بسته دیدن راه حلال آنان را بیشتر در کارهای خلاف غوطه ور می کند.
نتایج تحریک بی ارضاء، و آلوده شدن به انحرافات، و با نا امیدی از وجود جایگزین حلال، به قرار زیر است :
1)    از دست دادن پاکدامنی
در اثر تماس بدنی با جنس مخالف قبح این عمل شکسته می شود که ادامه آن می تواند در دختران به زوال بکارت و در پسران تنوع طلبی جنسی منجر شود
2)    از بین رفتن حیاء
حیاء مانع ذاتی بزرگی است که در دوران نوجوانی خصوصا در دختران کاملا قابل مشاهده است و جلوی ارتکاب خلافهای اخلاقی را می گیرد، البته تا وقتی که از بین نرفته باشد.
آنچه این مانع نفسانی را رو به نابودی می برد هیجان قوی حاصل از اسباب تحریک است که قدرت انجام عمل خلاف اخلاق را به نوجوان می دهد و به تدریج او را به طرف انجام خلافهای بزرگتر می کشد. اولین خلاف سخت است اما در بارهای بعد به تدریج آسان می شود
نکته مهم در مورد این مانع نفسانی آنست که این مانع تجدید ناپذیر است یعنی اگر روی کسی نسبت به انجام عملی باز شد، معمولا دیگر حیاء او نسبت به آن عمل بر نخواهد گشت.
پس معلوم می شود که انحرافات اخلاقی اثر تخریبی بزرگی بر جوانان و نوجوانان باقی می گذارد؛ چون انجام اعمال خلافی که تا بحال انجام می داده اند برایشان آسان خواهد بود؛ لذا ممکن بعد ازدواج نیز به خود ارضایی و یا ارتباطات نامشروع و... ادامه دهند  
3)    آسان شدن ترک وظایف دینی
با انجام گناه های جنسی و توبه شکستن مکرر، دین و ایمان خود را سست می بیند و شاید احساس می کند که دیگر انجام اعمال دینی فایده ندارد و لذا انگیزه اش برای انجام سایر وظایف شرعی کم می شود و در انجام آنها کاهلی می نماید.    
4)    تلخ کامی نسبت به دین
در شرایطی که احساسات جنسی نوجوان و جوان غلبه کرده و ارضاء می طلبد و راه حلالی در پیش روی او وجود ندارد و در عین حال راه حرام باز و انجام آن برایش ممکن است، او ممنوعیت دینی را تنها مانع بر سر راه خود می بیند و آرزو می کند ای کاش دین از کارهایی را که مایه لذت اوست حلال کرده بود، در این حالت او دین را در مقابل خواستهای دل خود می یابد و چهره ای ناخوشایند از آن در ذهنش نقش می بندد به عبارت دیگر کام او به وسیله دین تلخ می شود و خاطره بدی از آن در وی باقی می ماند.
ممکن است این حالت شدید تر شود و به اعتراض به دین منجر شود که چرا راهی برای رسیدن او به خواستهایش وجود ندارد و به سمت گروههای انحرافی و عقائد باطله به دلیل آزادی روابط در آنها گرایش یابد
5)    نداشتن دل خوش از نظام اسلامی
منع حکومت از عملی شدن خواست دل آنها همانند آزادی پوشش و رابطه با جنس مخالف و... باعث می شود که دل خوشی از آن نداشته باشند    
6)    قطع ارتباط تربیتی اولیاء و فرزندان
وقتی اولیاء در زمان شدت نیاز فرزندان اصلا توجه به وضع آنان ندارند و یا اگر می دانند حرفی جز خود نگهداری برای زدن ندارند، نوجوان احساس می کند والدین نیازمندی شدید او را درک نمی کنند و از آنان فاصله می گیرد و سراغ کارهایی می رود که او را ارضاء کند.
هرچه می گذرد نقش تربیتی والدین کم رنگ تر می گردد و تا جایی که تنها جسم فرزند نزد آنان باقی می ماند.
آنجا می رود که دل او می طلبد و کاری انجام می دهد که به آن مشتاق است و چون ناپخته است بی مهابا به وادی خطر قدم می گذارد اما والدین چیزی نمی دانند، به انواع کارهای خلاف دچار می شود اما باز پدر و مادر بی خبر مطلع نمی شوند چون مخفی کاری را یاد گرفته است و حتی بعضا فریبکار نیز شده است یعنی جلوی آنها جا نماز آب می کشد، اما به خلوت که می رود آن کار دیگر می کند.   
7)    افت تحصیلی
از نتایج در گیر شدن فکر نوجوانان در مسائل عاطفی جنسی و دنبال گیری عملی آن افت تحصیلی است که در بعضی شدید می باشد و معمولا در سالهای آخر راهنمایی و اول دبیرستان پیش می آید. شاهد این مطلب آنکه: در بررسیها مشخص شده است که افراد ممتاز در تحصیل یا درگیر انحرافات نبوده اند و یا مقدار آن در آنها کم بوده است.      
8)    بالا رفتن آمار جرم و جنایت در جامعه
دسترسی نوجوانان و جوانان به اسباب شدید تحریک جنسی سوق افسار گسیخته آنان را به طرف انحرافات اخلاقی به همراه خواهد داشت و طبیعی است که در بعض موارد برای رسیدن به مطامع جنسی به اعمال زور متوسل شده یا دست به دزدی بزنند.   
9)    دلمردگی و ناشادی
آن نوجوانان و جوانانی که بخواهند خود را حفظ کنند و یا نتوانند به ارضاء دست یابند بخاطر محرومیت از ارضاء حلال دچار ناراحتی دائمی می شوند و دلمرده و ناشاد می گردند چون آتشی در دل دارند که علی الدوام آنها را می آزارد و راهی هم برای خاموش کردنش ندارند و در امکاناتی که در دسترس دارند نیز لذت دلخواه آنان وجود ندارد به همین خاطر خانه نشینی را به مهمانی رفتن با پدر و مادر ترجیح می دهند و گوشه نشینی را بر شرکت در جمع خانوادگی بر می گزینند.   
10)    آلوده شدن به بیماریهای جنسی مثل ایدز.
رفتارهای افسار گسیخته جنسی کسی که از خطرات آن بی خبر است و راههای پیشگیری بهداشتی را نیز بلد نیست درصد احتمال آلوده شدن او را به بیماریهای جنسی را بسیار افزایش می دهد.
11)    سقط جنین
بخاطر غیر قانونی بودن سقط جنین در ایران آمار دقیقی از آن در دست نیست اما طبق بعض آمارها 80 هزار سقط جنین در سال صورت می گیرد که بسیاری از آنان به خاطر روابط خارج از ازدواج ایجاد شده است.
صرف نظر از تعداد، اصل وجود این امر تامل بر انگیز است که چرا در کشوری که عفت و پاکی و بکارت دختران اهمیت زیادی دارد باید شاهد چنین وقایعی بود؟
پاسخ روشن است؛ وقتی نیاز عاطفی و تحریک جنسی شدید وجود دارد و راه حلالی نیز برای ارضاء موجود نیست و امیدی نیز به آن در آینده نزدیک وجود ندارد، تحریک کار خود را می کند و عفتها به باد می رود و برای فرار از رسوایی به قتل نفس منجر می شود.  
12)    آثار نامطلوب بر ازدواج و زندگی زناشویی  
از دست دادن پاکی و آلوده شدن به انحرافات اخلاقی اثرات مختلفی بر اصل ازدواج و زندگی زناشویی دارد که به بعض آنها اشاره می شود:
•    بالا رفتن سن ازدواج بخاطر وجود جایگزین حرام
•    عدم اقدام پسران برای ازدواج به دلیل بدبینی به عفت دختران و عدم قبول دختران به دلیل تصور اینکه همه پسران نگاه زود گذر جنسی به آنان دارند.
•    کم اثر شدن ازدواج بخاطر هرزگی(کسی که تنوع طلبی حرام پیدا کند به همسر اکتفا نمی کند)
•     ایجاد اختلاف خانوادگی به دلیل ناتوانی جنسی بعد از ازدواج به خاطر خود ارضایی
•    ادامه ارتباطاتِ نامشروع قبل از ازدواج ، بعد از ازدواج
•    اضطراب همیشگی بعد از ازدواج به خاطر ترس از لو رفتن ارتباط قبل از ازدواج
•    ایجاد نسلی ناپاک از پدر و مادران آلوده

ج) علل
مهم ترین قسمت بحث، علل ایجاد کننده وضعیت فعلی است؛ چون اگر شناسایی و برطرف نشود پیامدهای سوء انحرافات اخلاقی نسل آینده و آینده ساز این مملکت را دچار آسیب اخلاقی شدید خواهد کرد، و اصل ازدواج و پایداری خانواده های آینده را با مشکل روبرو خواهد نمود.
علتها بر دو گونه اند : علل اصلی که در ایجاد انحرافات نقش اساسی دارند، و علل زمینه ساز که در ایجاد انحرافات دخیلند. نخست یه علل اصلی پرداخته می شود :

1)    تحریک شدید جنسی عاطفی از راههایی همانند:
•    گسترش اسباب تحریک جنسی در جامعه به شکل قانونی همانند اینترنت، و غیر قانونی همانند فیلمهای سکسی
•    تحریک عاطفی خصوصا دختران توسط فیلمهای تلویزیون و سینما
•    محیطهای آلوده و دوستان ناباب
•    پوشش زننده و آرایش تحریک کننده بعض دختران
•    اختلاط دختر و پسر در همانند دانشگاهها
لازم به ذکر است : تحریک از راههای فوق علت اصلی ایجاد انحراف در نوجوانان و جوانان است نه بیداری غریزه جنسی ؛ چون بیداری آن به تنهایی نمی تواند منشاء انحراف اخلاقی باشد وگرنه باید هرکس به محض بلوغ و به انحراف کشیده شود.
در حالت عادی شدت غریزه به حدی نیست که نوجوان و جوان را به انحراف سوق دهد یعنی اگر در معرض تحریک قرار نگیرد معمولا می تواند خود را حفظ کند، اما مشکل با تحریک غریزه آغاز می شود که با ادامه آن شدت می یابد و در نتیجه هیجانی شدید حاصل می شود كه می تواند ایمان را پشت سر بگذارد و پرده حیاء و عفت را بدرد و حرمت ها را بشکند، و به تدریج به جایی برسد که با کمال جسارت دست به کارهایی بزند که هیچ گاه تصورش را هم نمی کرد.
2)    بسته بودن راه ارضاء حلال
این مورد نقش مکمل را برای عامل اول دارد یعنی وقتی غرائز بوسیله تحریک به هیجان می آید او به دنبال راهی برای ارضاء می گردد، و به خاطر نبود راه حلال، به طرف انحرافات اخلاقی سوق پیدا می کند؛ همانند دیگی که درب کاملا آن بسته شده و هیچ منفذی به خارج ندارد و زیر آن آتش روشن است که نتیجه چیزی جز انفجار نخواهد بود، اما در صورتی که راه صحیح برای ارضاء موجود باشد احساس نیاز به راههای نادرست از بین می رود.
شاهد بر این مطلب: وضعیت پوشش زنان در کشورهای غربی است که تنها زنان خیابانی با پوششهای زننده در معابر تردد می کنند و دیگر زنان پوششی معمولی دارند، بر خلاف تهران که در آن دختران غیر خیابانی زیادی با آرایش محرک و پوشش زننده دیده می شوند
علت تفاوت نیز واضح است؛ چون در آن کشورها راههای تعریف شده برای ارضاء موجود است و عموم افراد نیاز به خود نمایی در خیابان نمی بینند، بر خلاف ایران که در قبال وجود اسباب شدید تحریک، برای آنان راه حلال قابل دسترسی وجود ندارد.  
پس هیجان حاصل از تحریک تنها به ضمیمه بسته بودن راه حلال است که می تواند فرد را به انحراف بکشد
لازم به ذکر است که نحوه بسته بودن راه حلال در جوانان و نوجوانان متفاوت است
در جوانان راه حلال به علت گرانی ازدواج بسته است، اما در نوجوانان اصلا بحث اقتصادی مطرح نیست بخاطر اینکه به طور کلی کسی صلاحیت آنان را برای ازدواج قبول ندارد یعنی بن بست موجود در مورد جوانان عملی و در نوجوانان فکری است.

عوامل زمینه ساز انحرافات
از علت اصلی که بگذریم عوامل دیگری هم در ایجاد انحرافات اخلاقی دخیلند :
1)    نا امیدی از دسترسی به ارضاء حلال
علاوه بر عدم دسترسی به راه حلال آنچه مقاومت نوجوان و جوان را در برابر راههای انحرافی از بین می برد نا امیدی از دسترسی به آن است چون آنکه گرسنه است اگر امید به دسترسی به غذا داشته باشد بیشتر می تواند در برابر میل به خوردن غذای حرام مقاومت کند  
2)    تنها و بی یاور ماندن در برابر هجوم هیجانات
کمک فکری و ارتباط عاطفی با فردی که دچار مشکل شده است در تقویت روحیه او برای مقاومت بسیار موثر است، نوجوان و جوان نیز وقتی در معرض اسباب تحریک قرار می گیرد و تمایل به انحرافات پیدا می کند نیاز به کمک دارد اما متاسفانه پدران و مادران و مربیان در این زمینه کوتاهی می کنند؛ چون یا اصلا متوجه نیازهای او نیستند و یا اگر هستند پاسخی جز خود نگهداری ندارند، در نتیجه نوجوان و جوان تحریک شده احساس می کند او را درک نمی کنند و حرفی برای گفتن ندارند لذا احساس می کند باید خود به تنهایی تصمیم بگیرد و با از دست دادن روحیه مقاومت با مخفی کاری به سوی انحرافات حرکت می کند و حتی در مواردی تظاهر به خوب بودن نیز می کند
3)    پر نبودن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان با کارهای مفید.
اگر وقت خالی نوجوان و جوان با کارهای غیر محرک پر شود کمتر به کارهای خلاف دست می زند پس یکی از عوامل دخیل در انحرافات بیکاری و یا پر شدن آن با کارهای تحریک آمیز همانند تحقیق!!! در اینترنت و انجام بازیهای رایانه ای دارای صحنه های محرک است  
4)    عدم اطلاع بسیاری از نوجوانان و جوانان از پیامدهای سوء انحرافات اخلاقی
دانستن پیامدهای سوء گرفتار شدن به انحرافات اخلاقی می تواند با ایجاد ترس در آنان کامشان را تلخ کند و تا حدی جلوی آلوده شدنشان را بگیرد اما با ندانستن عواقب، انحرافات کاملا شیرین جلوه می کنند و سرعت آلودگی بیشتر می شود
5)    شکسته شدن سد اولین ارتکاب
چون ارتکاب خلاف برای اولین بار سخت است اما کسی که اولین گناه را انجام داد انجام گناهان بعدی آسانتر می شود   
6)    اعتیاد به مواد مخدر و قرصهای روان گردان  
اعتیاد زمینه ساز برای انحرافات اخلاقی است چون نیاز شدید ایجاد می کند که بعضا باعث می شود حتی خود فروشی کند و همچنین به دلیل سبک کردن عقل زمینه ارتکاب یا تن دادن به اعمال خلاف را فراهم می نماید
7)    سخت گیری و ایجاد محدودیت شدید توسط والدین از عوامل فرار دختران
وقتی  دختر نوجوان درگیر روابط می شود و والدین او متوجه می شوند و بدون اینکه فکر راه حل باشند تنها به سخت گیری و ایجاد محدودیت نسبت به خروج از منزل یا استفاده از تلفن و... رو می آورند این کار موجب می شود که عرصه بر او تنگ شود و از منزل فرار کند.   
8)    کمبود محبت خانوادگی  
گفته می شود یک علت مهم کشیده شدن نوجوانان- خصوصا دختران- به روابط نادرست کم گذاشتن اولیاء در محبت به آنان است اما باید توجه داشت که جنس محبت بین اولیاء و فرزندان با محبت نسبت به جنس مخالف متفاوت است و وجود یکی بی نیازی از دیگری ایجاد نمی کند یعنی هدف دختر از رابطه با پسر دریافت محبت پدرانه نیست  .


2 - راههای جلوگیری از انحرافات
حفظ سلامت اخلاقی جوانان  نوجوانان در گرو از بین بردن علل انحرافات است که راههای زیر در این راستا قابل بررسی است:
1.    پیشگیری از طرقی همانند:
•    تربیت دینی فرزندان از بدو تولد و آشنا و مانوس کردن آنها با آموزه های دینی و اخلاقی
•    دور کردن فرزندان از هرگونه تحریک و انحراف اخلاقی از دوران کودکی همانند تماشای فیلم و عکس مستهجن در منزل و یا خارج از آن، یا  مشاهده خلوت پدر و مادر و یا مورد سوء استفاده همجنس بزرگتر قرار گرفتن و...
•    پس آنانکه در منزل ماهواره دارند و یا فیلمهای غیر اخلاقی تماشا می کنند یا در معاشرتها و مهمانیها حدود شرعی پوشش را رعایت نمی کنند نباید انتظار داشته باشند که فرزندانشان از انحرافات مصون بمانند
•    جلوگیری از انجام اولین گناه که در پیشگیری از انحرافات بسیار موثر است.
تاثیر موارد فوق در صورتی است که رسیدن به نوجوانی و ورود در محیطهای اجتماعی آنرا  خنثی نکند؛ به این معنی که نمی توان مطمئن بود کسی که در کودکی تحت تربیت دینی قرار گرفته و از اسباب تحریک نیز دور نگاه داشته شده است، بعد از ورود به جامعه از انحرافات مصون باشد، بلکه در مواردی برعکس است، چون اسباب تحریک برای کسی که تا به حال با آنها برخورد نکرده است جذابیت فوق العاده دارد، به همین خاطر خود نگهداری برای چنین فردی بسیار سخت خواهد شد.   
2.    حذف اسباب تحریک از جامعه از راههایی همانند:
•    جمع آوری کردن ماهواره و فیلمهای مستهجن  
•    ایجاد اینترانت ملی و بستن اینترنت به دلیل استفاده از سایتهای غیر اخلاقی با فیلتر شکن
•    بستن سایتهای چت ایجاد کننده ارتباط بین دختر و پسر  
•    خالی کردن فیلمهای سینما و تلویزیون از تحریکات عاطفی و عشق و عاشقی
•    جدا کردن دختر و پسر در دانشگاهها
•    رفع بد حجابی خصوصا پوششهای زننده
•    بستن مراکز فساد و فحشا و دستگیری و مجازات زنان خیابانی   
ناگفته پیدا است که بهترین راه برای سلامت اخلاقی نوجوانان و جوانان حذف اسباب تحریک از جامعه از راههایی همانند موارد فوق است اما متاسفانه به دلیل شرایط موجود تقریبا هیچکدام از آنها قابل اجرا نیست.
بنا بر این سزاوار است که با یک نگاه واقع بینانه با توجه به وجود و گسترش عوامل تحریک برای حفظ نسل آینده از انحرافات برنامه ریزی کرد.  
3.    تقویت معنویت در جوانان و نوجوانان
گفته می شود برای اینکه بتواند در برابر انحرافات مقاومت کند و به امر قران در زمینه عفت ورزی  عمل کند می توان با تقویت معنوی وی را به سمت دین کشانید و از کارهای خلاف دور کرد ولی مقدار ماندگاری این راهکار زیاد نیست چون تاثیر معنوی ایجاد شده در طول زمان ضعیف می شود و دوباره نیروی تحریک به کارهای خلاف فعال می گردد علاوه بر اینکه این کار پاسخ نیاز نیست و تنها تسکین است همانند اینکه وقتی کسی اشتها به غذا دارد اگر درنده ای را در نزدیک خود ببیند اشتهایش کور می شود ولی وقتی که خطر رفع شد دوباره اشتها برمی گردد    
4.    آشنا کردن جوانان و نوجوانان نسبت به عواقب انحرافات
راهی است که تا حدی در جلوگیری از انحرافات موثر است و می توان از طرق مختلف در این زمینه اطلاع رسانی کرد
5.    پر کردن اوقات فراغت آنان با کارهای علمی اجرایی فرهنگی ورزشی تفریحی
در حد خود راه خوبی است و به عنوان مسکن مقطعی نه رفع کننده نیاز، قابل استفاده است، البته به شرطی که مستلزم رابطه دختر و پسر و یا رفتن در اینترنت و... نباشد  
6.    محبت والدین به فرزندان
محبت دل بستگی عاطفی را زیاد می کند و در نتیجه تاثیر پذیری آنان از والدین بیشتر می شود.   
7.    عدم استفاده از روشهای قهر آمیز همانند تنبیه و طرد کردن فرزند در صورت آلوده شدن به انحراف
این راه در صورتی درست است که بی اثر یا دارای اثر معکوس باشد اما در صورتی که موثر باشد به عنوان نهی از منکر توصیه می شود
8.    انجام کنترل توسط والدین
این راه در صورتی ممکن است که در منزل کامپیوتر نباشد و نوجوان نیز موبایل نداشته باشد و به منزل دوستان نیز رفت و آمد نکند و به کافی نت نیز نرود
اما همانطور که مشخص است عملا چنین چیزی ممکن نیست چون در اکثر منازل کامپیوتر موجود است و آنان در منزل از طریق اینترنت با فیلتر شکن می توانند به سایتهای مستهجن دسترسی پیدا نمایند و یا با جنس مخالف چت کنند و این کارها را طوری در رایانه مخفی کنند که پدر و مادر متوجه نشوند چون غالب والدین آن قدر از کامپیوتر سر رشته ندارند که بتوانند مطالب مخفی را پیدا نمایند.
یا اینکه می توانند در زمان نبود پدر و مادر در منزل فیلمهای خلاف ببینند، تازه اگر در منزل هم کامپیوتر نداشته باشند می توانند برای دیدن فیلم و استفاده از اینترنت از منزل دوستان و یا کافی نت استفاده کنند.  
همچنین بسیاری از آنان نیز موبایل دارند و ارتباط با جنس مخالف از طریق موبایل در خارج منزل کاملا ممکن است، و رد و بدل کردن عکس و فیلم مستهجن نیز از همین طریق امکان دارد.  


آخرین ویرایش: جمعه 16 مرداد 1394 07:34 ب.ظ

 

آیا ازدواج نکردن، گناه است؟

یکشنبه 7 تیر 1394 01:17 ب.ظنویسنده : الناز محبی

 
ازدواج به خودی خود مستحب است و اگركسی درمنافع ازدواج بیندیشد وفكر كند كه چرا  دین مقدس اسلام برمسئله ازدواج تاكید فراوان نموده است ، مطمئنا نه تنها از ازدواج بدش نمی آید ، بلكه به آن تمایل می یابد . ازدواج یك حكم فطری وهماهنگ با قانون آفرینش است كه انسان برای بقاء نسل ، آرامش جسم وروح وحل مشكلات زندگی ،  احتیاج به ازدواج سالم دارد . اسلام   كه هماهنگ با آفرینش گام بر میدارد به این مسئله سفارش بسیار كرده است ، از جمله حدیث معروف پیامبر(ص) است: (( كسی كه همسر اختیار كند ،نیمی ازدین خودرا محفوظ داشته وباید مراقب نیم دیگر باشد)) 1  
شاید تعبیر روایت از این جهت باشد كه غریزه جنسی به عنوان غریزه ای نیرومند در وجود انسان ، او را به كارهای ناشایست بسیاری سوق می دهد و ازدواج می تواند مانع گناهان بسیار شود.
در عین حال نیاز عاطفی و روانی به همسرو بر آوردن این نیاز ، یكی از حكمت های همسریابی است.
خداوند می فرماید : «و  یكی از نشانه های او (خداوند ) آن است كه برای شما از جنس خودتان زوج هایی آفرید تا در كنار او به آرامش دست یابید و در میان شما دوستی و رحمت قرار داد».
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 مرداد 1394 08:01 ب.ظ

 

مهم ترین دغدغه در ازدواج جوانان امروز چیست؟

یکشنبه 7 تیر 1394 01:08 ب.ظنویسنده : الناز محبی

 
* دغدغه های منفی همسریابی
 
مثلا دختر و پسر فکر کنند برای باید؛ ماشین، خانه و شغل مناسب داشته باشند. حتی گاهی پدر و مادر دخترها نیز دارای چنین تفکری هستند. درصورتی که اگر از خود پدر و مادر دختر سؤال شود، شما وقتی که سی سال قبل با همسرت  ازدواج کردی، آیا ماشین، خانه و شغل مناسب داشتی؟ یا این که بعداز سی سال به این امکانات رسیدی؟ حال این دختر و پسر هم می خواهند تشکیل زندگی بدهند، شما نیز منصفانه با آن ها رفتار کن. الان دختر ها و پسر ها، خیلی بهتر نسبت به گذشته، ظرفیت ها و زمینه های مناسبی برای ازدواج دارند.
 
مسأله دوم در دغدغه اشتباه، موضوع تحصیل است. بعضی ها عنوان می کنند، فعلا درس و تحصیل به نقطه مناسبی نرسیده و باید این درس ها تمام شود. این تفکر صحیح نیست، چون خیلی از دخترها بعداز ازدواج ادامه تحصیل داده اند و یا حتی بعد از فرزند دار شدن، تحصیل کرده اند. خیلی از پسرها نیز بعداز ازدواج، تحصیل خود را رها نکردند. حتی دانشجویانی داریم که در خیلی از دانشگاه ها، بعداز سی و پنچ سال سن، تحصیلات خود را ادامه می دهند و یا از دانشگاه مجازی در این رابطه استفاده می کنند.
 
دغدغه اشتباه گونه دیگر، «موضوع ایده آل فکر کردن می باشد». یعنی دخترها و پسرها، چیزهایی را به صورت مدل در ذهن خود ایجاد می کنند که این مدل باید مختص این فرد متولد شود. مثلا همسر من باید این صفات را داشته باشد. این امر به هیچ وجه ممکن نیست. چون فردی که جامع ایده های دیگری باشد، محال است وجود داشته باشد. ممکن است درظاهر این تلقی ایجاد شود که آن دختر یا پسر ایده ال طرف مقابل است، ولی در لایه های پنهان آن دختر یا پسر نکاتی وجود دارد که دیگری به آن توجه نکرده و چه بسا در آینده به عنوان یک مشکل جدی بروز کند.
 
* دغدغه های مثبت همسریابی
 
در نقطه مقابل، دغدغه هایی وجود دارند که مثبت می باشند، از جمله این دغدغه ها اطلاع نداشتن پسر و دختر از خصوصیات ذاتی همدیگر است.
 
دختر و پسری که جهت مراجعه می کنند، به آن ها می گویم؛ هرکس تصمیم به ازدواج گرفت، حداقل یک سال زمان نیاز دارد تا خود را برای ازدواج آماده کند. یعنی مطالعاتی درباره؛ «شیوه تحقیق، شیوه گفت وگو، خصوصیات زن و خصوصیات مرد»، داشته باشد.
 
یکی از مشکلاتی که امروز درباره خانواده ها وجود دارد، این است؛ مردها به خصوصیاتی که جزء ذات زن است، اطلاع نداشته و برخلاف آن خصوصیات ذاتی، از او انتظار دارند. همچنین زن نیز از خصوصیات ذاتی مرد، اطلاع کافی نداشته و می خواهد این خصوصیات را نداشته باشد، درصورتی که آن خصوصیات جزء ذات مرد است.
 
این یکی از دغدغه هایی است که والدین و دختر و پسرها عنوان می کنند، از این مسأله اطلاع نداشتند. چون گاهی ممکن است بین دختر و پسر، آشنایی و انگیزه های خارج از خانواده بوجود آمده باشد و والدین ادعا کنند هنوز به حد آمادگی برای ازدواج نرسیده اند. در واقع این گونه است که اکثر پسر و دختر هایی که با همدیگر ارتباط دارند، اطلاع کافی نسبت به شخصیت همدیگر، شیوه انتخاب، شیوه گفت وگو و شیوه تحقیق ندارند و بعداز یکی دو سال که از این رابطه گذشت، متوجه می شوند تناسبی بین آنها وجود ندارد.

آخرین ویرایش: دوشنبه 12 مرداد 1394 07:59 ب.ظ